۱۳۹۴/۰۳/۰۴

معجزه اهرام ثلاثه و جسد فرعون


بسم الله الرحمن الرحیم
شاید بهتر بود که این 2 معجزه را در همان معجزه ی شماره 5 هم ذکر می کردم
چون مربوط به گذشته هست و قاعدتا جز معجزات تاریخی هم میشه آورد، اما از لحاظی چون مربوط هست به باستانشناسی و زیست شناسی جز معجزات علمی آوردمش
البته بعضی ها ممکنه که خسته بشن از متن های بلند
با ابن وجود و برای این، همه چی با دلیل و مستند و غیر قابل انکار آورده شده برای همین طولانی میشه
از این 14 تعداد معجزه تاریخی و حالا که شروع به گفتن معجزات علمی و... قرآن می کنیم
امیدوارم بی خدا ها جرات اینو داشته باشن که اعتراف کنن و هر ایه ای که حق بود و نشانه ی اینکه آن فقط از طرف آفریدگار ممکن بوده که گفته شده باشه در آن زمان جاهلیت، شجاعانه اعتراف کنن و قبول اش داشته باشن


اهرام مصر و فرعون
قرن ها تصور می شد اهرام مصر از سنگ ساخته شدن
سنگ که مشخص هست به چی میگیم، نه؟
یعنی اون که استخراج میکردن یا به هر شیوه ای و بعد اونا رو میتراشیدن، و به شکل مورد نظر در می آوردند
یا هر روش دیگه ای
کما اینکه هنوز هم ممکنه که بعضی ها همین الان و امروزه هم این فکر و داشته باشن!!!
اما
یک محققی بنام میشل بارسون از دانشگاه کسل یه بررسی هایی داشته در  ساختار بلوک های استفاده شده در اهرام مصر و به نتایج عجیبی رسیده
خیلی جالبه که نتایج این تحقیقات کاملا برخلاف تصور غلط بشر تا همین چند ده سال پیش از اهرام مصر بوده!
ایشون گفته بلوک های سنگی اهرام مصر از مخلوط خاک رس، آهک، و آب ساخته شده ان.و سنگ نیستند مشاهدات میکروسکوپ الکترونی هم اینو تایید کرده اند. سنگ نبودن بلکه مصریان باستان با ترکیب آهک و رس و آب و حرارت دادن در دمای بالا، سفت و محکم شان کردن اند
تونستن اون قطعه های محکم و بسازن، محکم تر از سنگ! و تا امروز هم بعد هزاران سال تقریبا به همون شکل باقی موندن
توجه داشته باشید این تحقیق شده است و محقق که در زیر لینک اش هم اومده به این نتیجه رسیده
که مصری ها از گل، سنگ محکم ساختن
در قرآن وحی شده، از طرف آفریدگار یکتا (به ادعای ما) اینطور اومده
موسی رفته پیش فرعون و از اون دعوت کرده که به خدای یکتا ایمان بیاره
و قوم بنی اسراییل و هم از بردگی رها کنه، فرعون اینطور جواب موسی رو میده
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَىٰ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ
فرعون  گفت‌:  ای  سران  و  بزرگان  قوم‌!  من  خدائـی  جز  خودم  برای  شـما  سـراغ  نـدارم‌.  (‌امّـا  مـحض  احتیاط  و  تحقیق  بیشتر)  ای  هامان‌!  آتشــی  بـر  گل  بـیفروز  (‌و  از خشتها  آجرهای  محکم  بساز)  و  برای  مـن  کاخ  بزرگی  بساز.  شاید  من  خدای  موسی  را  از  بالا  ببینم‌،  هر چند  که  من  یقین  دارم  که  موسی  از  زمـرۀ  دروغگویان  است‌.
آیه کاملا مشخص است
فرعون به هامان، وزیرش دستور داده که آتش بر گل بزنه و براش یه ساختمان بزرگ بسازه
و این کاملا مطابق هست با گفته این محقق که چند سال پیش به این نتیجه رسیده
کما اینکه قرآن برخلاف تصور اشتباه بشر حتی تا چند سال گذشته، مدعی بوده که اون کاخ فرعون و مصالح اون از گل بوده که حرارت داده شده
و می بینیم که امروزه دانشمندا به این نتیجه رسیدن که قبلا اشتباه تصور میکردن
ولی قرآن آفریدگار 1400 سال پیش با صراحت بیان کرده
پس! این خداست که در همه حال شاهد اعمال و حرفهای ماست که میزنیم
چه آشکار و چه پنهان
این خداست که همیشه در زمان حاضر هست با ماست و ما رو می شنوه
کلمه (صرح ) به معناى برجى بلند است ، که از همه جا پیدا باشه، و این نام از فعل (صرح الشى ء) گرفته شده ، که به معناى این است که چیزى ظاهر شد، بنابراین در جمله مورد بحث دستور داده آجر بسازد، و قصرى بلند برایش بسازد.
فرعون خیال مى کرده که آفریدگار یکتایی که موسی میگه، مثل خودش جسم هست که در آسمان خانه داره، پس اظهار امید مى کند که اگر چنین برجى برایش درست کنند از بالاى آن به خداى تعالى اشراف و اطلاع پیدا کند، ممکن هم هست که او چنین خیالى نمى کرده بلکه مى خواسته مطلب را بر مردم مشتبه نموده و گمراهشان سازد.
به هر صورت معروف است که وقتی برج ساخته شده بر بالای برج رفته تیری پرتاب کرده و به پرنده ای خورده یا اینکه قبلا آغشته به خون کرده تا مردم و گمراه کنه. بعد به مردم اش پرنده رو نشون میده و میگه: ببینید من خدای موسی را کشتم، و اینطوری با درخواست موسی مخالفت میکنه و هم چنان به ظلم های خودش به بنی اسراییل ادامه میده
شاید بگید از کجا معلوم این فرعون که ازش حرف میزنید
همان فرعون هست که جسدش الان در مصر هست؟ ما باز ایمان نمیاریم که قرآن از طرف خداست!
با اینکه این دلیل کافی است و شما فقط از روی لج تان خدا شما رو کور و کر کرده!
خب باشه قبول این پایان کار ما هم نیست
آفریدگار در هر آیه اش یه معجزه و نشانه از اثبات وجود خودش آورده
معجزه ای که آفریدگار برای ما و برای اثبات خودش در قرآن آورده فقط این نیست
یهودی ها و در تورات، برای  قرن ها این عقیده رو داشته اند که فرعون هنگام تعقیب موسی و یارانش وارد آب نشده. بنی اسراییل از آب گذشتن و فرعون پا به آب نذاشته
بعد یه زیست شناس، کشیش، دکتر و دانشمندی با نام موریس بوکای در سال 1981
که دکتر خانم سادات بوده از طریق شوهر خانم سادات با ملک فیصل هم در ارتباط بوده
و در کل علاقه مند بوده به امور مذهب و خدا و... مثل شما بی خداها
از طریق همین رابطه ها و نفوذی که داشته موفق میشه درخواست بده تا در فرانسه با دستگاههای پیشرفته شون از جسد فرعون آزمایش انجام بده
اینکه این فرعون همون فرعون هست و موریس بوکای کشف کرده
حالا کشف اش چی بوده؟!
این دانشمند در حلق فرعون و در بدنش و... رسوبات نمک و کشف کرده
رسوبات نمک در فراعنه ی دیگه که دیگه نیست! بعلاوه اونا مومیایی  شون میکردن
و ایشون با توجه به نمکی که در جسد پیدا کرده و... به این نتیجه رسیده که فرعون در دریا غرق شده بوده
و پر واضح هست که دریای سرخ هم شور هست و پر از نمک
جالب تر هست وقتی بدونید با توجه به اجساد فراعنه ی دیگه و... این جسد فرعون از بقیه سالم تر هست
این اقا وقتی بهش میگن که این اعتقاد مسلمان هاست که کشف کردی تعجب میکنه
چون اعتقاد اون که مسیحی بوده یه چیز دیگه بوده
در تورات هست که فرعون وارد دریا نشده
نه فقط اون بلکه کل مسیحیت و یهود هم همین نظر و داشتن
این دانشمند تضادهای زیادی و بین مسیحیت (کتاب) و یهودیت با علم دیده
بعد جالبه که همین شخص معتقد بوده که قرآن ساخته ی دست بشر یا همان محمد درس نخوانده هست
وقتی میگن اینی که تو کشف کردی 1400 سال پیش در قرآن اومده
میگه چطور ممکنه هیچکس قبل از من که از این خبر نداشته من این و کشف کردم
وقتی این آیه از قرآن و بهش نشون میدن: (آیه 92)
سوره (10) یونس آیه 92
وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ (٩٠) آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ (٩١) فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ
بـنی‌اسـرائـیل  را  از  دریــا  عـبور  دادیـم‌.  فـرعون  و  لشکریانش‌،  برای  ظلم  و  تعدّی‌،  آنان  را  دنبال  کـردند  و  در  پی  ایشان  راه  افتادند،  تا  بدانجا  که  (‌گذرگاه  دریا  بـه  هم  آمد  و  آب  از  هر سو  ایشان  را  دربر  گرفت  و)  غرقاب  فرعون  را  در  خود  پیچید  (‌در  این  هنگام  بود  کـه‌)  گـفت‌:  ایمان  دارم  که  خدائی  وجود  ندارد  مگـر  آن  خدائـی  کـه  بـنی‌اسـرائـیل  بـدو  ایـمان  آورده‌انـد  و  مـن  از  زمـرۀ  فـرمانبرداران  (‌و  مطیعان  فرمان  یـزدان‌)  هسـتم‌.  آیـا  اکنون  (‌کـه  مرگت  فرارسـیده  است  و  توبه  پـذیرفتنی  نـیست‌،  از  کــردۀ  خـود  پشـیمانی  و  روی  بـه  خدای  می‌داری‌؟‌!)  و  حال  آن  که  قبلاً  سـرکشی  مـی‌کردی  و  از  زمرۀ  تباهکاران  بودی‌.  مـا  امروز  لاشۀ  تـو  را  (‌از  امـواج  دریا  و  یورش  مـاهیها)  مـی‌رهانیم  (‌و  آن  را  بـه  سـاحل  می‌رسانیم  و به  پیش  کسانی  گسیل  می‌داریـم  که  تـو  را  خدا  می‌دانستند)  تا  برای  کسانی  که  اینجا  نیستند  و  برای  آیندگان  درس  عــبرتی  بــاشی‌.  بیگمان  بسـياری  از  مردمان  از  آیات  (‌خوانـدنی  قرآن  و  دیـدنی  جـهان‌)  مـا  غـافل  و  بــی‌خبرند  (‌و  بـدانــها  چنانکه  شـاید  و  بـاید  نمی‌نگرند  )  .



آیه های زیر را هم بخوانید:
بقره (2) آیه 50
وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ
و (‌بیاد آورید) آنگاه را که دریا را بخاطر شما و برای شما از هم شکافتیم (‌و میان آب آن‌، فاصله انداختیم تا از آنجا عبور کنید) و شما را رهانیدیم و خاندان فرعون را (‌در جلو دیدگانتان‌) غرق کردیم و شما می‌نگریستید (‌و می‌دیدید که بعد از بیرون رفتنتان‌، دریا چگونه بر آنان بهم می‌آید)‌.
اسراء (17) آیه 103
فَأَرَادَ أَنْ يَسْتَفِزَّهُمْ مِنَ الْأَرْضِ فَأَغْرَقْنَاهُ وَمَنْ مَعَهُ جَمِيعًا
(‌فرعون  بر  سرکشی  خود  افزود  و)  خواست  كه  (‌موسی  و  پیروانش‌)  جملگی  را  از  سرزمین  (‌مصر)  بردارد  (‌و  ایشان  را  ریشه‌کن  سازد)‌.  پس  ما  فرعون  و  همه  فرعونیان  را  غرق  کردیم  (‌و  تیر  نیرنگشان  را  به  سوی  خودشان  برگرداندیم  و  زمین  را  از  لوث  وجودشان  پاک‌کردیم‌)‌.
سوره (20) طه ایه 78
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ
فرعون با لشکریانش آنان را دنبال کردند (‌و در کنار دریا بدیشان رسیدند و در عقبشان وارد جاده‌ای شدند که با کنار رفتن آب پدید آمده بود. در این هنگام‌) دریا آنان را به گونه شگفتی در میان (‌امواج خروشان‌) خود گرفت. (‌بدین منوال‌) فرعون قوم خود را گمراه ساخت و (‌به بیراهه کشاند، و ایشان را به راه راست‌) هدایت ننمود.

این آیه تقدیم به خداناباوران
سوره (39) زمر آیه 45
وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ ۖ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ
هنگامی  که  خداوند  به  یگانگی  یاد  می‌شود،  کسانی  که  به  آخرت  ایمان  ندارند،  دلهایشان  می‏گیرد  و  بیزار  (‌از  یکتاپرستی‌)  می‏گردد.  امّا  هنگامی  که  از  معبودهائی  جز  خدا  سخن  بـه  میان  می‌آید  شاد  و  خوشحال  می‌شوند!.
یک توضیح کوتاه
این  آیه  یک  حالت  روانی  را  بیان  می‌کند  که  در  محیطهای  گوناگون  و  در  زمانهای  مختلف  تکرار  می‌گردد  و  بـه  میان  می‌آید.
در  میان  مردمان  کسانی  هستند  دلهایشان  می‌گیرد  و  جانهایشان  به  لب  می‌رسد  وقتی ‌که  به سوی  آفریدگار  یگانه  دعوت  می‌شوند  و  یکتاپرستی  را  به  گوششان  می‌رسانند،  که  تنها  شریعت  خداوند  یکتا  قانون  شما  باشد،  اینها دلشان میگیره تیره میشه و سنگ میشه و بهانه میارن و ناراحت میشن.  امّا  زمانی  که  از  برنامه‌های  زمینی  و  از  مقررات  زمینی  و  از  شریعتهای  زمینی  سخن  می‌رود،  شاد  می‌شوند  و  شادمانی  می‌کنند  و  به  همچون  سخنی  خوش‌آمد  می‌گویند  و  از  آن  دلهایشان  می‌گشاید،  و  سینه‌هایشان  را  برای  دریافتن  و  پاسخ‌گفتن  بدان  باز  و  فراخ  می‌گردانند.  این  افراد  درست  همان  کسانیندکه  یزدان  نمونه‌ای  از  آنان  را  در  این  آیه  به  تصویر  می‌کشد،  و  همچون  اشخاصی  درست  در  هر  زمانی  و  در  هر  مکانی  وجود  دارند.  آنان‌کسانیند  که  فطرتهایشان  مسخ  گردیده  است‌،  و  سرشتشان  منحرف  شده  است‌،  و  گمراه  و  گمراه‌کننده‌اند،  هرچند  که  محیطها  و  زمانها  مختلف  و  جوراجور  باشد،  و  نژادها  و  قومها  متفاوت  وگوناگون  باشند.
امیدوارم که پذیرای سخن حق آفریدگار باشید و برگردید به سوی رحمت و خودتون اونو از خودتان قطع نکنید
شما فرعون نشید که در لحظه مرگ تان توبه کنید
توبه پذیرفتنی است، تا حالا شرک گفتی؟ مهم نیست!
توبه کن، محال هست بخشیده نشی
ولی نه مثل فرعون
این است رحمت آفریدگار

۱۳۹۴/۰۳/۰۲

گرد بودن زمین در قرآن



بسم الله الرحمن الرحیم
هدف ما از این پست این است که ثابت کنیم آفریدگار میدونسته که زمین گرد هست و ادعای شما را مبنی بر اینکه الله خیال میکرده که زمین مسطح هست و باطل و مردود کنیم
نه چیز دیگری
خب من خیلی ها رو دیدم در شبکه های اجتماعی و زیاد به بحث کروی یا مسطح بودن زمین در قرآن توجه کردن
درواقع به آفریدگار اشکال گرفتن که گفته زمین مسطح هست و گرد نیست!!!، درحالیکه امروزه فهمیدیم که زمین گرد هست
البته این ناشی از قدرت درک بسیار ضعیف شماست از قرآن!
نشان دهنده ی سطح نگری شماست!
لطف کنید قبل از اینکه کامنت بزارید و فرافکنی کنید
اگر در این آیه اشکال می بینید، اونوقت نظر مخالف تون و کامنت کنید
فعلا آیه های بعدی و کلا بحث زمین کروی باشه برای بعد
من در پست های بعدی تک تک سطحی نگری های شما را رو خواهم کرد
تک تک آیه ها و اشکالاتی که شما از مسطح بودن و بحث گرد بودن به آیات گرفتید و جواب خواهم داد
فعلا اگر اشکالی در این پست و برداشت صحیحی که ما ازش داریم، می بینید بفرمایید




(شب و روز و گردي زمين)
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ ۖ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ ۖ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ۗ أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ
خداوند  آسمانها  و  زمین  را  به  حق  آفریده  است  (‌نه  به  بازیچه‌)‌.  شب  را  بر  روز،  و  روز  را  بر  شب  می‌پیچد،  و  خورشید  و  ماه  را  فرمانبردار  (‌دستور  خود)  کرده  است  (‌و  برای  مصلحت  بندگان  به  گردش  و  چرخش  انداخته  است‌)‌.  هریک  از  آنها  تا  مدت  معین  و  مشخصی  (‌که  خدا  می‌داند)  در  حرکت  خواهد  بود.  هان‌!  خدا  بسیار  مقتدر  و  بخشنده  است  (‌و  هرچه  را  بخواهد  می‌کند  و  هرکه  را  بخواهد  می‌بخشد)‌.
سوره (39) زمر آيه 5
کلمه ای که بصورت پيچيدن معني شده است
کلمه يکور است
که به معني پيچيدن يک چيز دور يک چيز ديگر گفته مي شود
مثل پيچيدن نخ دور يک کلاف
معنای دقیق تر آن این اسـت کـه بـعـضـى از اجـزاى چـیزى را روى بعض دیگرش بـیـنـدازیـم بـنـابراین مراد انداختن شب است روى روز و انداختن روز است بر روى شب . در نـتیجه عبارت مزبور استعاره به کنایه مى شود. و معنایش نزدیک به معناى آیه (یغشى اللیـل النـهـار) مـى گـردد، و مـراد از آن پـشـت سر هم قرار گرفتن شب و روز به طور اسـتـمـرار است که لا ینقطع مى بینیم روز شب را و شب روز را پس مى زند و خود ظهور مى کند، و این همان مساءله تدبیر است .
اگر انسانى بیرون کره زمین ایستاده باشد و به منظره حرکت وضعى زمـیـن بـه دور خـودش و پیدایش شب و روز بر گرد آن نگاه کند، مى بیند مثل این می ماند که از یکسو نوار سیاه رنگ شب بر روشنائى روز پیچیده مى شود و از سوى دیگر نوار سفید رنگ روز بر سیاهى شب ، و با توجه به اینکه (یکور) از ماده (تکویر) بـه مـعـنـى پـیـچـیـدن اسـت و مخصوصا ارباب لغت پیچیدن عمامه و دستار را به دور سر نـمـونـه اى از آن مى شمارند، نکته لطیفى که در این تعبیر قرآنى ، نهفته است روشن مى شود،
نکته این است که زمین کروى است و به دور خـود گردش مى کند، و بر اثر این گردش ، نوار سیاه شب ، و نوار سفید روز، دائما گرد آن مى گردند، گوئى از یکسو نوار سفید بر سیاه و از سوى دیگر نوار سیاه بر سفید پیچیده مى شود.
این تعبیری ظریف است از سوی آفریدگار که نشانه اش را به ما نشان داد
پيچيدن شب به روز و پيچيدن روز به شب که در آيه ذکر شده
دقيقا شکل واقعي جهان ما را بيان مي کند
اين واقعيت زماني قابل قبول است که زمين گرد باشد
اگر کسی همچنین اعتقادی داشته باشد در حالیکه معتقد به مسطح بودن زمین هم باشد
محال و غیر ممکن است!
با اين وجود آیا در آن زمان فکر مي کردند زمين گرد مي باشد؟ خیر عرب جاهلی فکر میکردند که زمین مسطح است.
در آن زمان عموما و خصوصا عرب جاهلی نمي دانست که زمين گرد مي باشد
اگر هم ادعا کنید که فیثاغورث و یونانیان و... به کروی بودن زمین رسیدن، آن هم چند صد سال قبل از محمد
بفرض که قبول کنیم
ولی قرآن با این ادعا اومده که دین قطعی، الهی، همیشگی و... هست
پس چطور میشه برپایه ادعای یونانی ها بدست محمد نگاشته بشه در حالیکه 99.9 درصد مردم دنیا تا همین چند صد سال پیش معتقد به مسطح بودن زمین بوده اند؟
دینی که ادعای همیشه جاودان بودن داره آیا برپایه ی ادعاهای 1 دهم درصد بنا میشه؟
اشاره قرآن در آن زمان مبني براينکه زمين گرد مي باشد
يکي از بي شمارترين دلايل اثبات این است که این قرآن از طرف آفریدگار نازل شده است.

۱۳۹۴/۰۳/۰۱

اعتبار کتاب استر




بسم الله الرحمن الرحیم
استناد بی خداها به کتاب استر (یکی از کتاب های یهود!!!) و اینکه نام هامان صدها سال قبل در کتاب استر بعنوان وزیر خشایار شاه آورده شده و در قرآن به اشتباه وزیر فرعون نهاده شده!!!
بسیار خوب. ما این حرفی که بهش استناد میکنن برای رد ادعای قرآن، رد و مردود و غیر قابل استناد و بدون هیچ سندی  میدونیم!
داستان کتاب استر را منابع تاریخی تأیید نمی‌کنن،
یک منبع تاریخی بیارید؟
شخصیت هامان می‌تواند به کلی خیالی و ساختگی باشه. در عین حال، با توجه به برخی جزییات دیگه در این داستان، به نظر می‌رسه نام هامان با محیط سده‌ی پنجم پ.م. متناسب باشد.
شما به چیزی استناد کردید که یک کتاب داستان بیشتر نیست و هیچ منبع تاریخی دیگه ای براش ندارید
بعدشم، پژوهشگر کتاب مقدّس، میشل کوگان، معتقد است که کتاب استر، دارای جزئیاتی در مورد موضوعاتی معیّن (مانند قانون پارسی) است که به لحاظ تاریخی غلط هستند.
رجوع کنید:
Coogan, Michael David Coogan, A Brief Introduction to the Old Testament: The Hebrew Bible in Its Context (New York: Oxford University Press, 2009), 396

و دیگه اینکه بیشتر مورخان این روایت و اصلا روایت تاریخی نمیدونن!!!
اولا هیچ سندی نیست که ثابت کنه که استر ملکه ی هخامنشی بوده
دوما هیچکدام از شاهان هخامنش و... دستور بقتل یهودیان نداده اند، سندتون کو؟
البته عناصری تاریخی در کتاب استر هستند که به لحاظ تاریخی صحیح ان، ولی اکثر رمانهای تاریخی، چنین خاصیتی را دارند و داستان های خیالی ای را با وقایع تاریخی با هم مطرح می سازند. و قاطی می کنند
رجوع کنید:
جعفری دهقی، بازشناسی منابع و مآخذ تاریخ ایران باستان، 119-120

در سال 1947 در منطقه قمران در فلسطین و در کرانه دریای مرده
طومارهایی کشف شد مربوط به یهود و مسیحیت
تاریخ این طومارها هم مربوط بود به قرن دوم پیش از میلاد تا نیمه‏ی دوم قرن اول میلادی
یعنی همان زمانی که در این کتاب ذکر شده
که قدیمی ترین کتب آن ها نیز هست
این آثار کشف شده شامل تمامی کتب عهد عتیق (شامل کتب مقدّس یهود و که مسیحیان نیز بدان اعتقاد دارند) هستند جز استر!!!!
اینجا:

نکته دیگه، اختلاف داخلی مسیحیت بر سر کتاب استر است. مسیحیان کاتولیک، اضافاتی از ترجمه یونانی کتاب استر را نیز قبول دارند که در کتاب استر عبری ذکر نگشته و مسیحیان پروتستان بدانها اعتقاد ندارند و این اضافات مورد اختلاف کلیساهای مسیحی است.از سویی شورای ترنت کاتولیکها در قرن شانزدهم، اعلام کرد که تمامی کتاب شامل متن عبری و اضافات یونانی قانونی و شرعی هستند و از سوی دیگر مارتین لوتر و پروتستانها، فقط متن عبری عهد عتیق را قبول داشته، غیر آنرا قبول نکردند. لذا امروزه کتاب استری که در کتاب مقدّس کاتولیکهاست، اضافاتی را بر کتاب استری که در کتاب مقدّس پروتستانهاست، در بر دارد. حال باید از خود بپرسیم: کاتولیکها چیزی را به کتاب مقدّس اضافه کرده اند یا پروتستانها چیزی را از آن حذف نموده اند؟
اساسا وقتی یک کتاب دارای نسخه های متعدد هست قابل استناد نیست. به درستی معلوم نیست کدام کتاب اصل هست
معجزه بودن قرآن و ببینید، اینقدر اشکال توش هست؟!!!
رجوع کنید:
"Esther: "Missing" Sections? Explanation.". Element Christian Church. July 7, 2010

بهتره برای رد ادعای قران که فرموده فرعون وزیری داشته به نام هامان و بهش دستور داده برجی براش بسازه، دنبال سند تاریخی باشید نه کتاب داستان که درستی اش مشخص نیست و هزاران نسخه متفاوت و متضاد با خود تاریخ داره که مشخص میکنه چقدر غلو توش بکار رفته
هر جا حرف از استر زدید
همین جواب ها کفایت میکنه براتون

نقدی بر تاریخ هرودوت و استر



شاید برای برای اینکه بخوان بگن وقایعی که در استر اومده و وقایع دیگری که در رد قران، ممکنه استناد بکنن به هرودوت
و با توجه به اینکه در نگارش تاریخ ایران باستان زمان مادها و هخامنشیان ، یکی از منابع کتاب تواریخ هرودوت است
این و میاریم
خب
کتاب هرودوت را کهن ترین اثر درباره ایران و... میدانن
و به او لقب پدر تاریخ دادن، این قابل قبول هست فقط به این دلیل که یکی از نگاشته های تاریخی بسیار قدیمی بشر هست
بحث اینجاس. کهن بودن یک اثر اساسا دلیل بر این نمیشه که هر چرت و پرتی که توی کتابش آورده باید چشم بسته قبول کنیم
فقط به این دلیل که کهن ترین و تنها اثر باشه!!!
وبعد اینکه، اصلا هرودوت کی بوده؟
زندگی خصوصی هرودوت کاملا در ابهام هست و سندی معتبری برای آن نیست، چیزی از زندگینامه اش نمیدونیم
ارسطو  نثر هرودوت را را تحسین کرده ولی او را افسانه گو می داند
علاوه بر این توسیدید، هرودوت را نویسنده ای می داند که تمایلی به نگارش حقایق ندارد.
بعضی ها حتی افسانه های شاعرانی چون هومر و هزیود را معتبرتر از آثار هرودوت می شمارد!!!
امروزه با مقایسه کردن تاریخ هرودوت و دیگر منابع تارخ ماد و پارس مشخص شده که وی بیشتر از این که از منابع کتبی استفاده کند تکیه بر منابع شفاهی داشته!!!
این برای همه حتی همان بیخداها مشخص و روشن هست
حتی خود هرودوت اذعان کرده (کتاب اول صفحه ۹۵) که اخبار را از مطلعان شنیده است که البته با وجود امانتداری که هرودوت از خود نشان داده (کما اینکه حتی خود این امانتداری هم باید با دیده ی شک نگریست)، اما به دلیل نادرستی اطلاعاتی که در اختیار  او گذاشتند تالیفات وی دچار اطلاعات غیر واقع شده است!!!
می توان نتیجه گرفت که به فرض قبول امانتداری از طرف هرودوت، به دلیل نادرستی و بی امانتی کسانی که اطلاعات نادرست در اختیار او گذاشته اند ، تألیف وی خالی از اطلاعات غیر واقع و مغرضانه نیست .
پس از اساس نمی توانید استناد کنید به امانتداری کسی که دروغ و سخن غیر واقع را درست روایت کرده است!!!!!!!
هرودوت هرگز از اسناد دیوانی و تواریخ محلی استفاده نکرده، بلکه روایت‌های شفاهی مردمان فنیقیه، بابل، ایران، مقدونیه، مصر و... را ذکر کرده است. برای نمونه هنگامی که از مصر صحبت می‌کند، کاهنان مصر را مأخذ تحقیقات خویش معرفی کرده و می‌گوید که برای درستی سخن آنان به شهرهای تِبِس و هلیوپولیس رفته تا گفته‌های آنان را با روایت مردم آن‌جا نیز تطبیق دهد. اما برخی از پژوهشگران به این نکته با دیدهٔ شک و تردید می‌نگردند و اعتقاد دارند که هرودوت می‌کوشید تا منابع روایت‌های خود را منابع شفاهی معرفی کند و بدین منظور یا آن‌ها را می‌ساخت و یا جعل می‌کرد
رجوع کنید به:
Murray, Herodotus and oral history, 314.



بنا بر برداشتها و استنباطات هرودوت از منشأ هخامنشیان ، که متکی بر اخبار و شنیده ها  است ، کشور گشائیهای کوروش عبارت از شبیخونهای قبایلی چادرنشین بوده است که برای غارت و کسب غنیمت به سرزمینهای دیگر می تاخته اند.!!! در حالیکه شواهد دیگر از دوره های پس از هرودوت نشان می دهند که واقعیت امر چنین نبوده و پارسها صرفاً قبایلی چادرنشین نبوده اند ؛ زیرا گزنفون ، اصلاحات نظامی گسترده ای را به پارسها نسبت می دهد : سازماندهی فرماندهی سپاه بر اساس نظام ده نفری ( کتاب دوم ، فصل یکم ، صص ۲۴ ۲۲) ، تجهیز نیروی سواره نظام ( کتاب چهارم ، فصل سوم ، صص ۲۴ ۲۳ و کتاب پنجم ، فصل چهارم ، صفحه ۱ ) و ارابه سواران ( کتاب ششم ، فصل هفتم ، صص ۳۰ ۲۷ و ۵۴ ۵۰ ) . بنابراین و با چنین سازماندهی نظامی نمی توان نظر هرودوت را مبنی بر اینکه پیروزی کوروش بر مادها ، حاصل تصادف و بخت و اقبال و ناشی از خیانت های اطرافیان آستیاگ بوده است به آسانی پذیرفت .

هرودوت در کتابش از مورچه‌هایی یاد می‌کند که اندازه‌شان از سگ بزرگ‌تر و از روباه کوچک‌ترند و می‌گوید شاه ایران چند رأس از این مورچه‌ها را در اختیار دارد. هرودوت بسیاری از خرافات را بی‌تأمل می‌پذیرد و هرجا واقعه‌ای با اعتقادات مذهبی یا گرایش‌های سیاسی او در تعارض نبود، دربست آن را می‌پذیرد. خود او می‌گوید: «من اگرچه وظیفه دارم آن‌چه را شنیده‌ام بازگو کنم، ولی بی‌گمان مجبور نیستم همهٔ آن‌ها را باور کنم.» با این همه، بسیاری از این سخنان بیهوده را بی‌آنکه در واقع اجباری داشته باشد، باور کرده است.
رجوع کنید:
زرین‌کوب، تاریخ در ترازو، ۷۷.

برخی زمان بندی ها و سال هایی که ارائه نموده نادرست است ؛ از جمله تاریخ لشکرکشی کوروش به لیدی یا تاریخی که در باب شورش بابل در زمان داریوش ارائه می کند ( کتاب سوم ، صص ۱۵۹ ۱۵۰ ) و گزارشی که درباره لشگرکشی داریوش علیه سکاهای اروپا داده است ( کتاب چهارم ، صفحه ۱ )
هرودوت در نقل ارقام و اعداد دقت لازم را به کار نبرده است . در لشگر کشی داریوش علیه سکاها تعداد کشتیهای داریوش ۶۰۰ فروند و سپاهیان ایران ۷۰۰ هزار تن بدون محاسبه نیروی دریایی است ! ( کتاب چهارم ، صفحه ۸۷ ) ، همچنین ارقام ناوگان پارسی و تعداد کشته شدگان جنگ ماراتن تخیلی است ( کتاب ششم ، صص ۱۱۷ ۹۵ ) .
استناد به یک کتاب که سراسر خرافه است و سندی برای درستی آن نیست
مردود و باطل است
یکی دیگر از اشکالات گزارش های وی استفاده نکردن از منابع مختلف است یعنی سعی میکرد تنها یکی از آن ها که به واقعیت نزدیک تر است ذکر کنه.
ماخذ اساسی وی بیشتر بصورت مشاهدات خود و نقل قولها بوده
از 10 نفر که نقل قول می شنید، آنرا در کتابش میاورد که بنظرش صحیح بوده!!!
ما چه میدانیم که از نظر او چی خیال بوده و چی واقعیت؟!!!
برای اثبات صحیح بودن کتاب خیلی جالبه دلیل شون استناد می کنند به این:
"از جمله یکی از موارد جالب که درجه صحت و امانت نوشته‌های او را نشان می‌دهد، ذکر اسامی شرکت کنندگان در کودتای داریوش بزرگ است، به طوری که نویسنده تنها نام یک نفر از آن کودتاگران را اشتباه نوشته است و البته در آن مورد هم نام یکی از نزدیکان و منسوبان داریوش را ذکر کرده است. از همین یک مورد می‌توان فهمید که هرودوت در نوشتن تاریخش تا چه اندازه امین و امانتدار بوده است"
بابا جان خب شما امانتداری شو در این مورد اثبات کردی، اینطوری میخای ماستمالی کنی بقیه اشتباهات شو؟
بعبارتی دیگه یعنی چون فقط این مورد و صحیح نوشته، ما باید کل چیزهایی که در کتاب آورده رو صحیح بدونیم؟ عجب!!!
در پایان
کوروش نامه گزنفون به خاطر ویژگی هایی که دارد باید یک رمان تاریخی تلقی نمود نه اثری تاریخی مستند. به طور کلی می توان گفت که به اعتقاد منتقدان تاریخ، از جمله دیاکونوف، کوروش نامه گزنفون به عنوان یک منبع تاریخ ماد ارزش چندانی ندارد (برگرفته از کتاب جعفری دهقی، بازشناسی منابع و مآخذ تاریخ ایران باستان)



رجوع شود به:
بریان ، پیر ، تاریخ امپراطوری هخامنشیان ، ترجمه مهدی سمسار ، تهران ، ۱۳۷۸ خورشیدی .
یاکونوف ، ا . م . ، تاریخ ماد ، ترجمه کریم کشاورز ، تهران ، ۱۳۷۹ خورشیدی .
واندنبرگ ، لویی ، باستان شناسی ایران باستان ، ترجمه عیسی بهنام ، تهران ، ۱۳۷۹ خورشیدی .
هرودوت ، تواریخ ، ترجمه هادی هدایتی ، تهران ، ۱۳۴۰ خورشیدی .
Cameron , G .; History of Early Iran ; Chicago , 1936 .

۱۳۹۴/۰۲/۳۱

رد نقد زمین را گسترانید



بسم الله الرحمن الرحیم
بی خداهای کج فهم میخوان با استناد به مثلا آیه زیر (و آیه های دیگه که آوردم)
سوره (2) بقره آیه 22
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا
آن که زمین را برایتان بگسترانید
میخوان بگن که محمد فکر میکرده که زمین مسطح هست و گرد نیست!!!
میگن :به فرض اگر هم قبول کنیم قرآن از طرف آفریدگار است، پس خدا فکر میکرده زمین مسطح هست!
و باز میگن: و امروز در سال 2015 ما فهمیدیم که آفریدگار دانای مطلق اشتباه میکرده!!! و زمین گرد هست.
بیایید به این نقد پوچ که به این آیه و آیه های مشابه داشتن، و واقعا بدون هیچ تعارفی، با هم بهشون بخندیم :D
به جهالت شون بخندیم، به کج فهمی شون، به تعصب شون که کورشون کرده
به ما انگ متعصب میزنن درحالیکه خودشون غرق در تعصب هستند


سوره (2) بقره آیه 22
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ ۖ فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
آن که زمین را برایتان بگسترانید و آسمان را همچون ساختمانی ساخت‌. و از آسمان‌، آبی را فرو فرستاد و به وسیله‌ي آن ثمره‌ها و میوه‌ها را بیرون آورد و آن را روزی شما کرد .
روند آیه از آماده کردن زمین و آسمان اش که در زمین آن را می بینیم
و میوه ها و نعمت های دیگه ایست که ذکر میکنه
آیا واقعا از این آیه می توان فهمید که قرآن گفته زمین صاف هست یا گرد نیست؟
داره در مورد زمین و آسمانی که به ساختمان تشبیه کرده صحبت میکنه
ساختمان طبقه طبقه است و در جای دیگه فرموده که آسمان طبقه طبقه اس و این قراین تشبیه هست
البته بعدا در این مورد بحث خواهیم کرد
میدونید استدلال شون در مورد زمین گرد هست و... چیه؟
فکر میکنن که چون قرآن زمین و به "فرش" تشبیه کرده، و "فرش" هم صاف هست و مسطح، پس آفریدگار زمین را مسطح می پنداشته!!!
درواقع این بیخداها میخان نظرشون و به قرآن تحمیل کنن
میخوان حرف تو دهن آفریدگار بزارن
بسیار خب
فکر میکنم اگر "فراشا" را توضیح دهیم این کج فهمی رد خواهد شد
پس بیایید ببینیم که در قرآن و در جاهای دیگه که فراشا را آورده، منظورش چی بوده
این بهترین مورد برای فهم این است که منظور قرآن از آوردن "فرش" چی هست و به چه معانی ای به کار برده است.
فراشا از ریشه ی فرش هست و ما این کلمه را جستجو کردیم با هم ببینیم

سوره (6) انعام آیه 142
وَمِنَ الْأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا ۚ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ
(‌ایـن  خدا  است  که  برای  شما)  از  چهارپایان  (‌یعنی‌:  شتر  و  گاو  و  بز  و  گوسفند)  حیواناتی  (‌را  آفریده  است  کـه  بزرگ  و)  باربرند،  و  حیواناتی  (‌را  آفریده  است‌)  که  کوچکند  (‌و  از  پشم  و  موی  آنها  فرشها  و  گستردنی‏ها  تهیّه  می‌کنید.  اینها  روزی  خدا  برای  شمایند  و)  از  آنـچه  خدا  نـصیب  شـما  کرده  است  (‌و  برای  شما  حلال  نموده  است‌)  بـخورید  و  از  گامهای  اهریمن  پیروی  مکنید  (‌و  بـا  افتراء  تـحلیل  و  تحریم‌،  در  راه  او  گام  برندارید)‌.  بی‏گمان  اهریمن  دشمن  آشکــار  شـما  است  (‌و  هرگز  خـیر  و  خوبی  شـما  را  نمی‌خواهد).
در این ایه که گفته از 4 پایان حموله و فرشا، بر طبق برداشت های شما آیا می توان نتیجه گرفت که حیوانات مسطح ان و گرد نیستن!!!
فرش به جهت اینکه صاف هست، فرش نامیده نشده، بلکه از آن جهت است که مایه آرامش، استراحت و راحتی انسان شده است
هم اینکه وقتی روی آن راه میریم نرم است و فاقد هرگونه تیزی و... هست که آسیب وارد کنه به ما، و در سرما و گرما حفظ میکنه دمای اتاق را و مایه راحتی انسان میشه

سوره (51) ذاریات آیه 48
وَالأرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ
زمین را پهن کرده‌ایم (‌و برای زندگی مردمان  آماده  ساخته‌ایم‌) و  چه  آماده‌کنندگان  خوبی  بوده‌ایم‌!.
  اگر در این ایه منظور این است که زمین را مسطح کردیم و گرد نیست
ادامه ی آیه بی معنی میشه و هیچ ربطی پیدا نمیکنه
آیه وقتی معنی پیدا میکنه که منظور از آوردن فرش معنی آرامش اون باشه، و نه مسطح بودنش!!!
ماهدون از ریشه مهد هست که در جاهای دیگه ای از قرآن هم اومده
و منظور این است که زمین را مثل گهواره که مایه ی آرامش هست، قرار داده
کلمه ی ماهدون وقتی معنی پیدا میکنه که زمین جای مناسبی برای زندگی باشه
وقتی میگه جای مناسب و قبل اش فرش و میاره که اون هم مایه آرامش هست
اونوقت معنی پیدا میکنه
درست همانطور که در آیه اومده
و زمين را گسترديم، و چه نيكو گسترندگانيم!
خصوصا که در فَنِعْمَ
"ف" نتیجه گیری آمده، یعنی پس چه نيكو گسترندگانيم
بعبارتی دیگه که بهتر متوجه بشید
و چه خوب شرایط زندگی را فراهم کردیم

سوره (55) الرحمن ایه 54
مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ
بر  فرشهائی  تکیه  می‌زنند  و می‌لمند  که  (‌چه  رسد  به  رویه‌های  آنها)  آسترهای  آنها  از  ابریشم  ضخیم  است‌ و  میوه‌های  رسیده  باغهای  بهشت‌،  نزدیک  و  در  دسترس  است‌. 
منظور این نیست فرش که در اینجا اومده، صاف است! و گرد نیست!
منظور این است برجایی تکیه زده اند، که خیلی راحت و بسیار مناسب و لذت بخش است
« إِسْتَبْرَقٍ ‌»‌:  ابریشم  پرزدار ستبر  است‌.
اشاره به این میکنه آن فرش ها از ابریشم پوشیده شده که مایه ارامش هست
وقتی میخاد جنس اون فرش و ذکر کنه و ابریشم و هم میگه، منظور راحتی و نرمی و احساس لذتی هست که بروی نشستن آن فرش بدست میاد
اصلا چنین تعبیری که منظور صاف  و مسطح هست را از این آیات، کسی متوجه نمیشه
چیزی از عربی نمیدونن که هیچ، از خود کلمات و اشیا هم فقط معنی ظاهری و می بینن و اون منظوری که فقط در جهت پیش برد مقاصد خودشون هست
وقتی خواستید نقد کنید، بهتره به زبان عربی آشنایی داشته باشید و نظر بدید، یا اینکه تصوراتتان را قوت بخشید، وقتی میگن فرش و شما مسطح بودن ذهن ات میاد دیگه من چکارتون کنم و چه انتظاری داشته باشم ازتون؟
مثل اینه که یکی بگه گوشی موبایل و شما این به ذهن ات بیاد که بله تو جیب هم جا میشه :D
فرش که فقط خاصیت مسطح بودن نداره عزیز من
اولین چیزی که وقتی میگن فرش، بنظر خود شما میاد، آیا مسطح بودن اونه؟ یا نرمی و آرامشی هست که با نشستن بروی اون براتون تداعی میشه؟
وقتی میری فرش بخری و خریدار فرشی و نشون تون میده، آیا بهش میگید: بله فرش صاف و مسطحی هم هست!!!
بهتون نمیخنده؟ خودتون به خودتون نمیخندید؟ با این تفکراتتون؟ با این تعصب تون؟
خب فرش که مسطح هست، شما فرشی و میخرید که نرم باشه و مایه ارامش تون
نه اینکه مسطح باشه!!!
هم چنین قراین دیگه که در آیه هست و عرض شد، که منظور از فرش به هیچ وجه مسطح بودن نیست
بلکه مایه آرامش بودنه اونه
این از معنی فرش در جاهای دیگه قران که فکر میکنم کافی باشه
و اگر باز قانع نشدید، پیشنهاد میکنم که از اول ابتدایی دوباره شروع کنید به درس خواندن


سوره (15) حجر آیه 19
وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ
ما زمین را گسترانیده‌ایم و در زمین کوه‌های استوار و پابرجائی را پدید آورده‌ایم‌، و همه چیز را به گونه سنجیده و هماهنگ و در اندازه‌های متناسب و مشخص در آن ایجاد کرده‌ایم‌
دقیقا با توجه به کلمات آیات میشه متوجه شد که منظور از گسترانیدن چی هست، واقعا مشخص هست
این اصلا درست نیست که من حرفی بزنم و یه منظور خاصی داشته باشم
ولی شما برداشت خودتون و از حرف من داشته باشید. که کاملا برخلاف منظور من هست
آیه آیه به هیچ وجه منظورش آن نیست که زمین مسطح هست و گرد نیست
یا اینکه زمین کامل کامل، صاف هست
اصلا در مورد اینکه زمین گرد هست یا مسطح صحبت نمیکنه
چرا حرف تو دهن خدا میزارید
زمین کوه داره و جای مسطح هم داره
خود اون جاهای مسطح هم دارای پستی و بلندی ان
ولی منظور اصلا این ها نیست
میگه جای مناسب برای زندگی هست و بس!


سوره (50) آیه 7
وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ
و زمین را گسترانیده‌ایم‌، و در آن کوه‌های محکم و پابرجائی را فروافکنده‌ایم‌، و از هر نوع گیاه بهجت‌انگیز و مسرت‌بخش در آن رویانده‌ایم‌.
در این آیه هم مثل آیه های قبل. از خود آیه و روندی که دنبال میکنه
میشه فهمید منظور چیه
در این آیه از زمین و قراردادن کوهها به عنوان لنگر زمین، تا که قابل سکونت باشه و مایه آرامش برای انسان.
 و همینطور گیاه  که میگه از هر گیاهی که دل انگیز و مایه خوشی انسان هست آفریده شده
اصلا روند آیه رو ببینید که داره درباره اون آرامشی صحبت میکنه که انسان در هنگام قرار گرفتن در همچنین محیطی بهش دست میده، صحبت میکنه
شما چطور اینو برداشت میکنی که داره از مسطح بودن آنگونه که مقابل کروی بودن هست صحبت میکنه؟
بحثی در این مورد نداره آیه، فقط درباره احساس امنیتی هست که انسان در این چنین محیطی بهش دست میده


سوره (71) نوح ایه 19 و 20
وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا لِتَسْلُكُوا مِنْهَا سُبُلا فِجَاجًا
خداوند  زمین  را  برای  شما  گسترده  و  فراخ  کرده  است  تـا  از  جادّه‌های  وسیع  آن  بگذرید.
باز همان مفهوم هایی که در بالا توضیح داده شد
آیه های ذکر شده به هیچ عنوان معنی این و ندارند که خدا میخواد بگه که زمین گرد هست یا مسطح هست یا...
بلکه فقط و فقط میخواد بگه که زمین را مایه ارامش شما قرار داده ایم
این از روندی که آیات دارن کاملا مشخص هست
و همینطور از خود کلمات و ....


Pages

Video of the day

Pages - Menu

Menu - Pages

Flickr Images

Your Ad Spot

Pages

Top Social Icons

sigma-2

???????

Pages - Menu

Popular Posts

Popular Posts

Video Of Day

  • Lorem ipsum dolor sit amet, consectetuer adipiscing elit.
  • Aliquam tincidunt mauris eu risus.
  • Vestibulum auctor dapibus neque.

Labels